تبليغاتX
شهر فرنگ
 
شهر فرنگه از همه رنگه...
 
 
  1.به قول ما «امتحانا رو دادم و راحت شديمممممممممممممم!» ... اينجا يك آه بلند از ته دلم مي كشم! واقعا دست خودم نيست وقتي اسم امتحان ميفتم اين آه بلند همراه آن جمله مرا راهي روياي تابستان مي كند. بخورم و بخوابم!!!!!!
بعد ناگهان ياد 17 روز ديگر مي افتي كه باز بايد بروي مدرسه! كلاس هاي تابستاني از 16 تير تا آخر مرداد. بدبختي بزرگي كه خفت ما رو تا سال ديگر هم مي گيرد تا از مدرسه خلاص شويم. وقتي فكر مي كنم كه فارغ التحصيل شده اي واقعا به معناي واقعي كلمه دلم مي سوزد.

2. فيلم چقدر عاشقانه بود! البته نگاهش نكردم حالا كه فهميدم كدام فيلم است (و چقدر دلم مي خواست ببينمش!) دلم مي سوزد. فكر نكنيد من هواخواه فيلم هاي هندي منشانه هستم ها! هرگز! اين فيلم عشقش افلاطوني بود... من اسمش را مي گذارم عشقي نجيب و عميق كه بيشتر شبيه يك خاطره است.... واي با آن موسيقي زيبايش كه از وقتي شروع شده بغض گلويم را گرفته. من عاشق موسيقي هاي زيبا در فيلم هستم. اكثر فيلم هاي موفق موسيقي هاي قوي داشته اند.

3. اعتماد... اين روزها خيلي درگيرش هستم. جواب اعتمادش را دادم ولي از طرف ديگر اعتماد كسي را كه هنوز هم به من اعتماد دارد زير پا گذاشتم. ديگر اسطوره نيستم! اعتماد كرده ام ولي مي ترسم. در اين روزگار به عقل و دلم شك دارم. اعتماد كرده ام يا نه؟؟؟ نمي دانم اصلا نمي دانم!!!!!!! شايد فكر مي كنم ولي كار از اعتماد گذشته است. تسبيح بنفش و ريزي كه از خواهرم كش رفتم توي دستانم مي چرخد نمي دانم انگار از او انتظار معجزه دارم. مي سپارمش به خودت!
 
4. كارنامه هم گرفتيم هيچ وقت به اندازه ي امسال از خودم ناراضي نبودم! نمره هاي تخيلي گرفتم. با معدل هاي هر ساله ام ۲ نمره تفاوت دارد!

۵. اين روزهاي "آنا كارنينا" اثر تولستوي را مي خوانم. هنوز جنگ و صلح را تمام نكرده ام. و اديسه و ايلياد هم هست... همه شان را بايد بخوانم. و به علاوه ي "حج" از دكتر شريعتي! خدا كمك كند با اين همه كتاب هاي ناتمام!

۶. براي مهتا: محيا را گرفتم مي بينمش

۷. فعلا...

 
 
 |    نوشته شده توسط
 
 
 
  سلام

اول دو كلوم حرف حساب!
چقدر دلم برايتان تنگ شده... آنقدر كه در تنگ ماهي كوچولوي قرمز شنا مي كند و ياد همه ي شما در دل من غوطه ور است.
اما نمي دانيد چقدر بي حوصله شده ام. و تنها چيزي كه مي توانم به آن فكر كنم درس است. (البته فقط در حدّ فكر كردن!!!) و اينكه استراحت كنم.
اصلا امسال عاطل و باطل بودم. با خودم گفتم بهتر است كمتر آبروي اين وبلاگ زبان بسته را ببرم. بچه ام دو سال و چند ماهش است اما مي خواهم رهايش كنم.
از هيچ كس دلگير نيستم كه در اين مدت بهم سر نزد (البته به جز بعضي از دوستاي گلم) چون خودم هم رسم ناجوانمردي را پيشه كردم و يادي از شما نكردم.
خلاصه مي گويم:
«عيدانه»
به قول آقاي نجف زاده ي عزيز با صداي پاي بهار خوش باش!
تنها گزارشي است كه من تك تك جمله هايش را به ياد دارم... آخ چه حس نوستالژي قشنگي!
دوست عزيزم!
نگذار فكرهاي بيخودي كه مي گويند «اين لحظه هم مثل لحظه هاي ديگر عمرت است و تو را به آخر خط نزديك مي كند» تو را از اين دل خوش كنك نقلي زيبا باز دارد.
خودت را از اين حس قشنگ محروم نكن. اين دلهره ي تحويل شدن سال يكي از شگفت آورترين احساس بشري است. تحول...عيد...لحظاتي كه طبيعت بزرگ تحول مي يابد. تو چرا نبايد در اين لذت سهمي نداشته باشي؟
بگذار خورشيد گونه اي ديگر بر تو بتابد. به درخت هاي جوانه زده سلام بده. آدم ها را دوست داشته باش.
اينها هستند...همين چيزهاي كوچك هستند كه به تو آرامشي بزرگ مي بخشند.

«تمام مي شوم شبي»

حالا كه اين دو سال و خورده اي را با شما گذراندم و چه خاطرات مكتوبي با هم داشتيم. چقدر اين رابطه ها زيبا بود. مي بيني؟ حتي دنياي مجازي را مي شود به يك دنياي حقيقي تبديل كرد. و من اصلا با اين حرف ها مخالفم كه اينترنت دنياي مجازي است و آدم ها همه اش به هم دروغ مي گويند. اگر هم هست من يكي به آن توجه نمي كنم.
همه تان را از صميم قلب دوست دارم. هيچ وقت از يادم نمي رويد. اگر زياد بهتان سر نزدم دلخور نشويد چون سرم شلوغتر شده. سعي مي كنم تا مي توانم سر بزنم. هر كسي دوست دارد شماره اي برايم بگذارد تا صداي قشنگتان را بشنوم. خوشحال ميشم باهاتون صحبت كنم.
در خانه ي من بر همه ي شما باز است. هوس كرديد به اين خواهر كوچتان سركي بزنيد.
اميدوارم سال سبز و زيبايي داشته باشيد.
من با شما تجربه هاي شيرين زيادي داشتم:
فاطمه قهري عزيزم از اولين دوستان وبلاگ كه خيلي با معرفته،
 آبجي سميه بزرگوار و مهربان كه منو هميشه شرمنده كرده از فعالين عرصه ي وبلاگ نويسي،
 سولماز جان كه خيلي دوستش دارم اميدوارم باز هم فعاليت هاي وبلاگ نويسيت رو ادامه بدي با قلم زيبايي كه داري،
 آقا معلم كه همه مي شناسيد آقا سهراب برادر عزيز و بزرگوار من كه خيلي چيز ها به من ياد دادند،
ياسمن عزيزم دختر گل و مهربون،
كيميا جان دلم برات تنگ شده بود ،
 شيما جان كه خيلي دلم براش تنگ شده فكر كنم اون هم وبلاگش رو رها كرد و رفت،
سعيده جان سلام گرم منو پذيرا باش،

عترت عزيزم كه اون هم ما رو خيلي زود تنها گذاشت و از وبلاگ نويسي كنار رفت... خيلي دلم برات تنگ شده،
 فرزانه ي عزيزم خيلي دوستت دارم،
سونيا دوست گلم اميدوارم منو فراموش نكني،
زهرا جان هميشه به يادت هستم،
مجهول خان كه برام مجهول ماندي در همين مدت كمي كه باهات آشنا شدم فهميدم استعداد عجيبي در نوشتن طنز اجتماعي داري موفق باشي،

و خيلي از دوستاي گلم دلم براي همتون تنگ ميشه... روي گلتون رو مي بوسم. سال سبز و پر از مهربوني و خوشي براتون آرزو مي كنم...

يه عذر خواهي هم بدهكارم... از اينكه كامنت كپي پيستي براتون گذاشتم شرمنده ام فراوان! محدوديت زمان داشتم...

خواهر كوچكتان را فراموش نكنيد!
براي شاعر شدنم آرزو كنيد...(شاعر كوچولو)
خداحافظ همين حالا!

عيد همتون مبارككككككككككككككككككككككككككككككك

حالا مهتا جان تو برو ادامه ي مطلب رو بخون

 
 
 |    نوشته شده توسط یه شاعر ادامه مطلب | 
 
 
 
  سلامممممممم
امروز سومين ساليه كه جشن تولدمو با شما مي گيرم.
و هفدمين ساليه كه از ورودم به اين دنيا مي گذره.بزرگ شدن حس زيباييه ولي دور شدن از كودكي تلختر از اونيه كه فكرشو مي كني. الان شايد
خيلي هاتون دوست داريد تو سن و سال من باشيد. نمي دونم... مدرسه بريد. نوجوان باشيد.
خرابكاري هاي مسخره كنيد... و....

از آبجي سميه عزيزم تشكر مي كنم كه تولد منو به ياد داشت و خيلي خوشحالم كرد. روي ماهتو از دور مي بوسم...
همين طور همه ي شما دوستاي عزيزم...

مخصوصا مهتا جونم كه خيلي دلم براش تنگ شده.

حالا شيريني تولد من چند تا آرزوي ناقابله :

*براي نمردن كودكي هايت آروز مي كنم.
*براي اينكه هميشه در روز تولدت ياد سال هاي زيبايي بيفتي كه زندگيت را با آنها گذرانده اي
آرزو مي كنم.
*آرزو مي كنم كه هيچ وقت لبخند هايت تلخ نباشد.خنده هايي از ته دل برايت آرزو مي كنم.
*آرزو مي كنم دوستاني داشته باشي كه تو را به مسير خوشبختي راهنمايي كنند.
*آرزو مي كنم سلامت باشي و در برابر ناتواني هايت صبر و استقامت داشته باشي.
*آرزو مي كنم روزي نيايد كه هيچ كس روز تولدت را بهت تبريك نگه.

*************************************************************
حالا كه اينقدر دعاهاي قشنگ براتون كردم. همتون يك صلوات به نيت يك مريض بفرستيد.
«اللهم صل علي محمد و آل محمد»
خدا انشاءالله شفايش بدهد.

*************************************************************
مي دوني كه يه ضد حال اساسي چيه؟
اينه كه تا دو روز قبل از تولدت يه خوابي ببيني كه تعبيرش فرارسيدن اجل باشه.
من دو روزه خوابي مي بينم كه هر دو مثل هم مي مونن. با تعبير اينكه اجلم فرارسيده.
اگه ديدي خبري از من نيست يه فاتحه بفرستيد.
البته شب جمعه هست براي خوشحالي ارواح صلوات...
تازه ضد حال اساسي ديگه اينه كه تو روز تولدت امتحان آخرتو خراب كني...
يه ضد حال اساسي تر اينه كه از مدرسه بياي خونه ببيني كه لوله هاي آب تركيده و خانه ي
همسايتون رو آب برداشته... خدا رحم كرده ما زير پامون خالي نشده.

**************************************************************
حالا يه شعر براي تولدم...

« از دريچه ي گوش هاي من ...
صداي باد مي آيد
كلاغ هاي وحشي
چون مرده خواري پست
درخت مرده را هجوم مي برند
آن سوي ديوار چه خبر است؟
پوست من از سرما
منبسط شده است
و از درون مي سوزم
و لذت از دهانم
بيرون مي ريزد
طفل كوچك من
براي هفدهمين بار زاييده مي شود
اين جنين روز به روز پيرتر
و پوستش در بطن زمين چروكيده مي شود
زمستان است
و من...
دوباره شبيه «جنازه اي خوشبخت»
شبيه دختري «در آستانه ي فصلي سرد»
به گور خويش فرو مي روم
و با نويد ولادت
ايمان مي آورم به آغاز فصل سرد...
ايمان مي آورم به آغاز زندگي...»

 
 
 |    نوشته شده توسط یه شاعر
 
 
 
 
1.روزهاي خسته كننده ايست. درگيري هاي درسي شديدا بر من هجوم آورده است. (هوا بس ناجوانمردانه سرد است)... خسته ام... هم فيزيكي و هم روحي. البته بيشترش روحي است.
آدم ها بعضي وقت ها آنقدر خسته كننده مي شوند كه ديگران را پژمرده مي كنند. مي تراشند ... و ديگر چيزي باقي نمي ماند جز يك روح خسته...
امتحان ها دارد شروع مي شود. تا پايان اين امتحان ها از آپ هم خبري نيست. يعني تا روز ولادت اينجانب... دارم پير مي شوم كم كم.
2.آدم ها تنهايند مي دانم... به خدا مي دانم.
3.گرچه ياران فارغند از ياد من
        از من ايشان را هزاران ياد باد
4.فعلا...

 
 
 |    نوشته شده توسط یه شاعر
 
 
 
  تو مرا اينطور نگاه نكن
كه من در زلاليه ي چشم هاي تو غرق شوم...
تقصير من نبود
اين جنون تقصير چشم هاي توست
من ديشب همه ي غزل هايم را قتل عام كردم
اين جيوه ي خشكيده را پاك كن
بگذار اين تار و پودهاي نور عبور كنند
بگذار تا اتاق در سياهي خود تنها باشد
محاكمه را ختم كن
اعتراف مي كنم
من تو را كشته ام...

                       خودم

پ.ن: راستي تو او را شناخته اي؟

 
 
 |    نوشته شده توسط یه شاعر
 
 
 
  شب پر كشيد و اشك هايت مهار شد
ماه به اين قشنگيم بي قوار شد
آدم فرشته هاي خدا را رها نكرد
ابليس هم زمانه را مبتلا نكرد
بينگ بنگ! هي... شروع شده اين مسابقه
تا كي گناه و هي ثواب و مراقبه؟
امشب به غسل عاشقي پاك مي شوم
من آسمان نديده ام خاك مي شوم
مي هم بنوش مست كن بي قرار باش
مثل صداي خالي يك نوار باش
شوخي است زندگي به فرداي خود بخند
از پشت دست بي غمي را فقط ببند
اينجا هواي آسمان ها گرفته نيست
تقدير ما براي جهنم نوشته نيست
نبض جهانيان همه كند مي زند
قلب خدا براي همه تند مي زند

 
 
 |    نوشته شده توسط یه شاعر
 
 
 
  سلام

هوا سرد شده است. و من دوباره جاني تازه را در خود احساس

مي كنم. سرما خوردن را دوست دارم. چون زمستان ها سراغم

مي آيد. وقتي بيرون رفتم و ديدم سرما دارد در بدنم نفوذ مي كند،

 يك نفس عميق كشيدم. و اين زيباترين تنفس زندگيم بود. خورشيد

 را در زمستان دوست دارم. آدم ها را در زمستان بيشتر دوست دارم.

اصلا  ثانيه هايم را به اميد آمدن زمستان مي گذرانم.
نمي دانم چرا آدم ها اينقدر عجله دارند. دكتر كه مي رفتم، توي خيابان

 همه  داشتند مي دويدند. به ساعتشان نگاه مي كردند... اما زمان

 براي من كش مي آيد.
                                                                                                                در امتداد يك خيابان دراز بوديم و در انتهاي آن يك گنبد فيروزه اي رنگ      

 زيبا مي ديدم. دوست دارم آن گنبد را در يك گوي مي انداختم و براي

خودم نگه مي داشتم. اما ماشين پيچيد به طرف ديگر و گنبد فيروزه اي

 ناپديد شد.
پني سيلين، آنتي بيوتيك، ويتامين ث، استامينوفن، سرماخوردگي ،

شربت سرفه و چند تا قرص ديگر را بايد بخورم. چقدر از قرص بدم مي آيد...
                                                                                                           هنوز موفق نشدم كه زير باران راه بروم و هروقت مي آيد من در خانه هستم.
                                                                                                            پنجره را باز مي كنم، نفس عميقي مي كشم. و بوي باران و خاك

و گرد و غبار و دود و هر چيز ديگر را با هم فرو مي كنم. لذت زندگي

يعني اين. نفس بكش... باران مي آيد. چقدر حس زمستان قشنگ است.

صداي خس خس بخاري كوچك آدم را ياد شب يلدا مي اندازد.
هنوز باران مي آيد...
ببار...
ببار....

 
 
 |    نوشته شده توسط یه شاعر
 
 
 
  تازگي ها زندگي ام آنقدر در هم پيچيده كه نمي دانم چه كاري را اول انجام بدهم. نمي دانم درس بخوانم، كتاب بخوانم، بيايم نت، تلوزيون ببينم يا...
تازگي ها سر كلاس فقط خواب هستم. از خواب بعد از ظهر بدم مي آيد كه سر كلاس
حالم را مي گيرد. يكي ميگه مائده ني ني نميذاره بخوابي؟ يكي ميگه عاشق شدي؟ يكي ميگه حالت بده؟.... D:

صد سال تنهايي را ورق مي زنم. انسان ها چقدر تنهايند.
هر چقدر فكر مي كني دو و برت شلوغ است تنهاتري. هر چقدر عاشقتري هم تنهاتري....
تازگي ها همه چيز برايم تكراري است. منتظر يك واقعه ي بزرگ هستم. نمي دانم كي مي آيد. اما مي آيد...

سرگرداني خيلي بد است.
من سرگردانم...

پ ن1: اين روزها بود كه قيصر امين پور از ميان ما رفت. روحش شاد. يادش گرامي. شعرهايش جاودانه...

پ ن2: در انتخاب وبلاگ برتر در قسمت نوشته هاي شخصي اگر قابل مي دانيد منتظر راي شما هستم. D:

پ ن3:   همه قبيله ي من عالمان دين بودند
            مرا معلم عشق تو شاعري آموخت

 
 
 |    نوشته شده توسط یه شاعر
 
 
 
  سلام
خبر اول: بچه ام دو سالش شد.شهر فرنگ من تولدت مبارك!
خبر دوم:
9 ماه بود كه مي خواستم خبر مهمي رو بهتون بدم. فكر كنم همتون به اندازه من خوشحال بشيد.
26 مهر ماه 1387 ، خواهر من به دنيا اومد. الان يه كوچولوي خوشگل توي خونمونه. ما هم رفتيم تو خانواده هاي پر جمعيت. شديم 4 تا بچه و همه از نوع دختر... خواهر كوچولوي من موقعي دنيا اومد كه داشتند اذان مي گفتند. در زيباترين لحظه. اذان مغرب... شايد اسمش فريماه بشه. فعلا كه بهش ميگيم فريماه.
اون هم مثل خواهرش (خودم) 26 شد. البته من دي ماهي هستم.
اين هم عكسش:

فريماه قشنگم...

دو ماه پيش هم دختر دايي خوشگل من دنيا اومد. كه 8 سال منتظر اومدنش بوديم. اين هم عكس هستي:


 
 
 |    نوشته شده توسط یه شاعر
 
 
 
  جوشن كبير را براي تو ختم كرد
نزديكي نگاه تو را ضرب و شتم كرد
ديگر چه فرق مي كند انتظار تو؟
ديشب شكسته شد دگر احتكار تو.
دختر مگر اسم تو هم مستعار بود
آخر كجاي عشق برايت شعار بود؟
(من شاعري نكرده ام خود را جدا كنم
اين شعر را براي دلم نذر كرده ام)
بگذار تا فرشته ها ادعا كنند
من پاك بوده ام برايم دعا كنند
من؟ نه نمي توانم از تو جدا شوم
اسطوره نيستم برايت خدا شوم
ساكت شوي ميان لبت حرف مي زنم
گوري براي رفتنم در برف مي كنم
(آخر كجاي حرف هايم مضخرف است؟)
شليك مي كنم و آخر تمام شد
اين زندگي به دست هاي تو رام شد
يك لحظه بيب بيب...بيب بيب بيب
اين حرف آخر من است save our ship

 

 
 
 |    نوشته شده توسط یه شاعر
 
 
 
  يك روز هم براي خودت اين كلام را

تكرار مي كني جواب سلام را

دست تو را براي چه بسته است زندگي؟

مي بندي اين فكر خراب عوام را

با من بگو نگاه دوم براي چيست؟

معني كن اين علاقه يا فعل حرام را

سوگند مي خورم به رگ هاي ملتهب

من مي كشم زمانه ي بي مرام را

الفاتحه... بخوان سرود مرا بخوان

اثبات مي كنم در اين عالم دوام را

 
 
 |    نوشته شده توسط یه شاعر
 
 
 
  كجايي اي روزهاي كودكي؟
زول مي زنم به دفتر هاي خاطرات قديمي... خاطرات خنده دار و مسخره.
بازي هايي كه از خنده روده برت مي كند. و تو دوست داري همان بازي ها را تكرار كني. گاهي دلت مي خواهد كتاب الفبا را بگذاري جلوي خودت و از هر حرف ده بار بنويسي.
بابا آب داد...
آن مرد از باران آمد...
دوست دارم دوست هايم را دنبال كنم. بازيكنان از مدرسه بيايم. از ته دل بخندم. از ته دل بخندم و نخواهم بدبختي هاي دنيا را بشمارم. دوست دارم نقاشي بكشم . مداد رنگي هايم را بردارم رنگشان كنم.
صبح ها پاهايم را بچسبانم به ميز تلوزيون و آنقدر كارتون نگاه كنم تا چشم هايم درد بگيرد.
دوباره دست به سينه سر كلاس بنشينم و سرم را روي ميز بگذارم تا مبصر كلاس چند تا ستاره جلوي اسمم بگذارد. آخ ... چه كيفي داشت جايزه هاي آخر سال جلوي همه ي بچه ها.
دوست دارم  دوباره با يك چشمك بابا بپرم توي بغلش و گونه هايم را براي بوسه هايش جلو ببرم.
دوست دارم دوباره براي روزهاي مدرسه روزشماري كنم. و نزديك مهر بروم يك عالم مداد و دفترهاي خوشگل بخرم.
بوي كتاب هاي نو ... چقدر لذت دارد.
بغضي در گلويت مي شكند.
داري بزرگ مي شوي. و دلت تنگ مي شود براي روزهاي كودكي. هيچ وقت نمي تواني كودك باشي.
ديگر تمام شد. كودك درون همه اش شعار است.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط یه شاعر
 
 
 
  سلام به دوستاي خوب و بامعرفت

شايد من  تا مدتي طولاني وب نويسي نكنم. گفتم كه بگم نگيد من بي معرفتم. سعي مي كنم بهتون سر بزنم.

هميشه به يادتون هستم...

تا يه روزي...

خدانگهدار!

 
 
 |    نوشته شده توسط یه شاعر
 
 
 
  * ناتانائيل آرزو مكن كه خدا را جز در همه جا در جايي ديگر بيابي.
* هر آفريده اي نشانه ي خداوند است. اما هيچ آفريده اي نشان دهنده ي او نيست....
* هر جا بروي جز خدا نخواهي ديد. منالك مي گفت خدا همان است كه در پيش روي ماست.
* ناتانائيل، هم چنان كه مي گذري به همه چيز نگاه كن و در هيچ جا درنگ مكن. به خود بگو كه تنها خداست كه گذرا نيست.
* اي كاش عظمت در نگاه تو باشد نه در چيزي كه بدان مي نگري.
* اعمال ما وابسته به ماست. هم چنان كه روشنايي فسفر به فسفر. راست است كه ما را مي سوزاند. اما برايمان شكوه و درخشش به ارمغان مي آورد.و اگر جان ما ارزشي داشته باشد، براي اين است كه سخت تر از برخي جان هاي ديگر سوخته است.
* عجبا! ناتانائيل، تو خدا را در تملك داري و خود از آن بي خبر بوده اي! تملك خدا يعني ديدن او. اما كسي به او نمي نگرد.
* ناتانائيل تنها خداست كه نمي توان در انتظارش بود. در انتظار خدا بودن،ناتانائيل، يعني در نيافتن اين كه او را هم اكنون در وجود خود داري. تمايزي ميان خدا و خوش بختي قائل مشو و همه ي خوش بختي خود را در همين دم قرار ده.
* خردمند كسي است كه از هر چيزي به شگفت در آيد.
                         

                                                                                                    مائده هاي زميني
                                                                                                           آندره ژيد 

*************************************************************************

«ولادت تنها نويد بخش زمينيان مبارك باد»
 
دوستان عزيزم زيباترين لحظه ها را براتون آرزو مي كنم. اميدوارم هر روزتان عيد باشد.
يادمان باشد:
انتظار آن نيست كه تمام روز را با چشمي اشكبار آمدن منجي خويش را طلب كنيم. آمدن منجي يعني بر پا شدن تمام خوبي ها در جهان. اگر هر كدام به خودسازي روي آوريم،مطمئن باشيد كه روز به روز به آن روز موعود نزديك مي شويم.

 
 
 |    نوشته شده توسط یه شاعر
 
 
 
  «دولت ها هيچ وقت هيچ گلي بر سر ملتشان نمي زنند»

جمله اي بود كه خيلي از مردم به اين نتيجه رسيده اند. بهتره كمي دولت آقاي احمدي ن‍‍‍‍ژاد را بررسي كنيم:

1. زمين هاي 99 ساله خوب يا بد؟
اكثر كساني كه اسمشون براي اين زمين ها در اومده با شرط و شروط هاي بدي كه دولت گذاشته ترجيح داده اند قيد اين زمين ها را بزنند.

2. شهريه هاي در حال افزايش!!!!!!!
علاوه بر اينكه شهريه دانشگاه ها سر به فلك مي كشه، حالا ديگه شهريه مدارس نمونه دولتي و غير انتفاعي و ... هم شش برابر شده. باور كنيد با اين اوضاع اكثرا ترجيح مي دهند درس و مدرسه را ببوسند و بگذارند كنار.

3. برق ، آب ، گاز، بنزين...  چرا تعرفه هاي اينقدر زياد شده؟
ييهو چشمت مي افته به قبض گاز ميگي وا!!!!!!! مگه زمستون بوده و ما خبر نداشتيم. بعد مي بيني شونصدهزار تومان بدهي گذشته داري. بعد تازه دو زاريت مي افته كه نكته اي يادداشت فرموده اند كه تعرفه فلان به تعرفه فلان تغيير كرده. برق هم كه نداريم. كجاست انرژي هسته اي ما؟؟؟؟؟؟؟؟؟  بنزين هم كه هنوز ادامه داستان ...

4. آدم اخبار مي بينه. از مجلس محترم. اگه يه كم دقت كنيد. متوجه ميشيد كه نصف مجلس در حال اس ام اس بازي هستند!!!!تورم تا كجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

5. كنكور معلوم نيست كه حذفه يا حذف نيست. اصلا ما تكليفمون چيه كه سال اول اين تصميم گيري جديد هستيم؟ نظام آموزشي چرا انقدر بي برنامه است؟

6.چرا مواد غذايي اينقدر گران هستند؟
7.چرا كشورمان اينقدر در هم و بر هم است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آقاي احمدي نژاد چرا؟

 
 
 |    نوشته شده توسط یه شاعر
 
 

pctfx3.3

Lovely Bear Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog تهیه وب پورتال اختصاصی

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور