|
يك روز هم براي خودت اين كلام را
تكرار مي كني جواب سلام را دست تو را براي چه بسته است زندگي؟ مي بندي اين فكر خراب عوام را با من بگو نگاه دوم براي چيست؟ معني كن اين علاقه يا فعل حرام را سوگند مي خورم به رگ هاي ملتهب من مي كشم زمانه ي بي مرام را الفاتحه... بخوان سرود مرا بخوان اثبات مي كنم در اين عالم دوام را
كجايي اي روزهاي كودكي؟
سلام به دوستاي خوب و بامعرفت شايد من تا مدتي طولاني وب نويسي نكنم. گفتم كه بگم نگيد من بي معرفتم. سعي مي كنم بهتون سر بزنم. هميشه به يادتون هستم... تا يه روزي... خدانگهدار!
* ناتانائيل آرزو مكن كه خدا را جز در همه جا در جايي ديگر بيابي. مائده هاي زميني ************************************************************************* «ولادت تنها نويد بخش زمينيان مبارك باد»
«دولت ها هيچ وقت هيچ گلي بر سر ملتشان نمي زنند» جمله اي بود كه خيلي از مردم به اين نتيجه رسيده اند. بهتره كمي دولت آقاي احمدي نژاد را بررسي كنيم: 1. زمين هاي 99 ساله خوب يا بد؟ 2. شهريه هاي در حال افزايش!!!!!!! 3. برق ، آب ، گاز، بنزين... چرا تعرفه هاي اينقدر زياد شده؟ 4. آدم اخبار مي بينه. از مجلس محترم. اگه يه كم دقت كنيد. متوجه ميشيد كه نصف مجلس در حال اس ام اس بازي هستند!!!! 5. كنكور معلوم نيست كه حذفه يا حذف نيست. اصلا ما تكليفمون چيه كه سال اول اين تصميم گيري جديد هستيم؟ نظام آموزشي چرا انقدر بي برنامه است؟ 6.چرا مواد غذايي اينقدر گران هستند؟
همين جا
فرياد مي زند. و تو چقدر دلت مي خواهد فرياد بزني. در كنار او... شريعتي يك مثنوي معنوي بود. شمعي است در تمام دوران. حرف هاي معلمش... و در نگاه تمام انسان ها. و اگر تو او را بشناسي، روح او را در كالبد خويش مي دمي. و با او زندگي مي كني. و اين تو را حياتي دوباره مي بخشد. و هويت و انسانيتي دوباره. سرشت او با فلسفه، حكمت و عرفان عجين است.از كوچكي فيلسوف بود. « راست مي گفت آن نويسنده ي آشناي من، كه من چشم هايم هميشه نيمه باز است، و « مي خواهم بگويم كه هيچ چيز و هيچ كس در اين دنيا وجود ندارد، كه ديدنش به باز كردن تمام چشم بيرزد»!
روز اول را درس نمي خواني. خوش به حال هر كس كه از دين و زندگي خلاص شده. روز دوم ا هم با كتاب جلوي تي وي و ماهواره و هملت مي نشيني. و شب هم مي نشيني با خستگي تا دو و نيم شب مي خواني. عجب خريتي.(ببخشيد ها!) بعد از اين همه خوندن و حرص خوردن. مي روي سر امتحان. چشمات چهارتا مي شود. چند تا فحش به خودت مي دهي كه اينقدر خوندي و اين امتحان نيم نمره نيم نمره ، حسابي حالت را مي گيرد. ده دقيقه اي تمام مي كني و يه ربع هم محض ضايع نبودن مي نشيني سر امتحان . و مي آيي خانه. پارك كنار مدرسه چشمك مي زند. چه هوايي گرمي! ولي چه مناظري كه در اين پارك نمي بيني! از تجمع پسران معتاد تا سرنگ هاي كنار پارك. دلت مي سوزد... جنايت و مكافات را تمام كردم. چقدر دوست داشتم جاي راسكلنيكف بودم. من از اونايي هستم كه داستايوفسكي مي گويد رنج كشيدن را دوست دارند. دلت براي سويدريگايلف مي سوزد كه با يه تير خود را خلاص كرد. اما انگار فئودور خان خود هم از آخر قصه خوشش نيامد. آخر هميشه كه خوشبختي نيست. البته رعيت جماعت بعضي چيزها را نمي فهمد. الان مي گوييد عجب انسان خودخواهي . مگر عهد مظفرالدين شاه است كه رعيت و سرور داشته باشيم. نه جانم. گاهي آدم ها خود را رعيت مي كنند. تازگي ها خدا را گم كرده ام. تو مي داني كجاست؟ اشك در حلقه ي چشمت شد و تدبير نكرد درد دامان تو را چاره و تعبير نكرد دست در زلف گرانش زدي اما چه رسيد؟ هر چه گفتي ز غمت ناله ي شبگير نكرد
سلام. 1.امروز دو تا گنجشك داشتند با هم مي جنگيدند. البته يكي از آنها خيلي بدجنس بود. بال اون يكي را مي گرفت. بدبخت آويزون شده بود. به چشم خويش ديدم در گذرگاه كه زد بر جان موري مرغكي راه 2. وحشيانه ترين منظره عمر خود را ديدم كه آقا كامران با گزارش خود نشان داد. تنبيه معلم تا سر حد جنون! 3. تازگي جنايت و مكافات را مي خوانم ... نمونه اي از واقعياتي است كه در طبقات پايين ديده مي شود. فقر، مكافات، بيماري، جنايت... داستايفسكي انسان را مجبور مي كند با او راه بيايد. و قهرمان داستان او را لمس كني. و همراه با او گريه كني. قتل كني. متنفر بشي و... 4.
تازگي ها يك كمي باد تابستون(!) داره مي خوره تو كلم... حالي مي كنم. اين هم از خودم:
آي ي ي ي ي ي ي ي ملتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت سن : در انفوان جواني، ميره تو 18 نام: مهتا......... مثل ماه. اي دختر بهشتي ارديبهشتي.............. تقديم به مهتا: گزيری ندارم که شعری بگويم دل نازکت را به نحوی بجويم بگويم که پشتم به خورشيد گرم است زمانی که گل می کنی روبرويم وحالا در اين قحطی آب واحساس دلم را کجا -مثل دستم - بشويم؟ از اول تو بی پرده با من نگفتی که بی پرده حالا من از خود بگويم! من از تشنگی های خود با تو گفتم واز مخزن بغض ها در گلويم جواب تو تکرار تلخ عطش بود و سنگی که لغزيد سوی سبويم گل لحظه ها را-به مفهوم مطلق- اجازه ندادی کنارت ببويم اجازه ندادی که چشمت بيفتد به چشم سکوت من و های و هويم وحالا............. تو با برق الماس چشمت clickكن: بميرم؟ بمانم؟ بخندم؟ بمويم
سلام به دوستاي پرتقالي خوبممممممممممممممممممممممممم عيدتووووووووووووووووووووووون مبارك به قول فرشيد منافي: قرررررررررررررررررررررررررررررررربونتون برم يه شعر از مرحوم قيصر امين پور: - آسمان را...!
به نام دوست...
با سلام به همه شما دوستان با مرام وبلاگ و غير وبلاگي... اول بگم بابت بي معرفتي شرمنده... همه تلافي ها رو گذاشتم واسه تابستون... باور كنيد وقت ندارم... مدرسه نميذاره... يه جمعه هم خونه بوديم آزمون ميذارن واسمون.... اين آبجي كوچك را ببخشيد. از نامه آبكي بدم مي آيد از نفرت زيركي بدم مي آيد صد بار تو را گفتم و يك بار دگر از شاعر پولكي بدم مي آيد
سلام. *************************** *************************** زمین چه ماتم و غمگین نشسته است امروز
godfother...... ************************************ ************************************ راستی از اینکه سر نمی زنم لطفا دلگیر نباشید.... لطفا وبلاگ هاتون را ول نکنید. شاد باشید.....فعلا..... درگیر خواص عشق کردید مرا سیمان و ملات عشق کردید مرا یک لحظه به خود آمده ام بگریزم در بند و خراب عشق کردید مرا
|
درباره من![]()
من يك آدم عادي هستم نه تيتر دارم و نه توضيحي...
تماس با من گالری قالب آرشیو مطالبمهر 1387شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 پیوندها
کامران نجف زاده گل گلاب
هرچه دل تنگت می خواهد بگو |